بازار آریا

آخرين مطالب

نشنال اينترست بررسي کرد؛

چرا ايران و هند به يکديگر نزديکتر شده اند؟؛ جزئيات دو قرارداد مهم اقتصادي ميان تهران و دهلي نو صنعت و تجارت

چرا ايران و هند به يکديگر نزديکتر شده اند؟؛ جزئيات دو قرارداد مهم اقتصادي ميان تهران و دهلي نو
  بزرگنمايي:

​آريا بازار-  نشريه آمريکايي " نشنال اينترست" در گزارشي به علت نزديکتر شدن ايران و هند به يکديگر پرداخته است:
چند هفته گذشته، شاهد انتشار چندين بيانيه و خبر مهم درباره روابط ايران و هند بوده است. در بيشتر مواقع دادوستدهاي تجاري است که به سرخط خبر رسانه ها تبديل مي شود اما زمينه پيوندهاي نزديکتر بين اين دو کشور از مسايل تجاري به مراتب فراتر مي رود.
واقعيت اين است که تهران و دهلي نو از مدت ها پيش به عنوان شريک مناسب راهبردي به يکديگر نگاه مي کنند که قادرند شبه قاره هند را به غرب آسيا به گونه اي بي سابقه پيوند دهند. و اکنون فراهم آمدن زمينه اجراي چند طرح مهم انرژي و حمل و نقل، امکان همکاري هاي دوجانبه را که با تاخير فراوان همراه بوده، مهيا کرده است.

پس از تحريم ها
با لغو بسياري از تحريم هاي بين المللي عليه ايران در پي توافق هسته اي سال ٢٠١٥ که بين تهران و قدرت هاي جهاني به امضاء رسيد ، يکي از اصلي ترين موانع بر سر راه پايان يافتن انزواي اقتصادي ايران در سطح بين المللي از ميان برداشته شد. گرچه گسترش مناسبات ايران با دولت ها و شرکت هاي غربي توجه رسانه ها را به خود جلب کرده است اما تلاش ايران براي گسترش مناسبات خود با کشورهاي آسيايي از جمله هند نيز از اهميت خاصي برخوردار است. امروزه گام هايي در جهت برداشتن موانع بر سرراه برقراري پيوند گسترده اقتصادي بين ايران و هند برداشته مي شود. براي مثال، در اول ماه نوامبر اعلام شد که دولت هند سرانجام شش ميليارد دلار بدهي خود به ايران را پس از تاخيري طولاني پرداخت کرده است. هند اين مبلغ را بابت خريد نفت به ايران بدهکار بود و بهانه خودداري از پرداخت آن به ايران تحريم هاي بانکي بين المللي عليه اين کشور بود.
دولت ايران هرگز به جدي بودن دولت هند در پرداخت بدهي معوقه خود به اين کشور متقاعد نشد اما نگذاشت که اين موضوع روابط ميان دو کشور را تيره کند.
در اول ماه نوامبر در ضمن، اعلام شد که پس از بانک هاي عمان و کره جنوبي، هند سومين کشوري است که يکي از بانک هاي آن در تهران دفتر داير کرده است. افزون براين، شرکت هواپيمايي هند نيز اعلام کرده است که پروازهاي مستقيم خود به تهران را از سر خواهد گرفت. پروازهاي مستقيم بين دو کشور در سال ١٩٩٤ قطع شد.

اولين قرارداد مهم؛  ميدان گاز طبيعي فرزاد- ٢ در فلات قاره ايران
در ميان خبرهاي مربوط به گسترش روابط ايران و هند، يک خبر از اهميت بيشتري برخوردار است. اين خبر به گفتگوي مقامات دو کشور براي امضاي قراردادي مهم در زمينه انرژي در ماه مارس سال ٢٠١٧ مربوط مي شود. اين قراردارد به ميدان گاز طبيعي فرزاد- ٢ در فلات قاره ايران در خليج فارس مربوط مي شود که يک کنسرسيوم هندي در سال ٢٠٠٨ آن را کشف کرد.
از زمان کشف اين ميدان گازي ، گفتگو ميان دو کشور به علت مسايل مربوط به شرايط مالي بهره برداري از آن، با بن بست روبرو بوده که يکي از علل آن شدت گرفتن تحريم هاي بين المللي عليه ايران در فاصله سال هاي ٢٠١٠ تا ٢٠١٣ بوده است.
در خلال ديدار نخست وزير هند از ايران در ماه مه ٢٠١٦، مقامات هند تلاش کردند تا موافقت ايران را براي دريافت حق بهره برداي از اين ميدان گازي به دست آورند. مقامات هند چنين استدلال کردند که نمي خواهند صرفا مصرف کننده نهايي گاز استخراج شده از اين ميدان باشند.
براي دولت ايران اعطاي حق بهره برداري از ميدان گازي فرزاد- ٢ زمينه را براي همکاري نزديک راهبردي بين تهران و يکي از بزرگترين وارد کنندگان انرژي در سطح جهان فراهم خواهد آورد. گرچه هنوز جزئيات توافق بعمل آمده مشخص نيست اما چنانچه تا اوايل سال اينده ميلادي توافي بين تهران و دهلي نو در زمينه بهره برداري از اين ميدان گازي به دست آيد، تحول مهمي خواهد بود.
از منظر ايران، سهيم کردن کشوري مانند هند که بزرگترين خريدار نفت ايران پس از چين محسوب مي شود، مانند آن خواهد بود که تهران يک بيمه نامه سياسي دريافت کرده باشد.
ايراني ها از اينکه مي ديدند کشورهاي آسيايي همچون هند چگونه به آساني دست در دست قدرت هاي غربي نهاده و تدابير تنبيهي عليه تهران را در واکنش به برنامه هسته اي اين کشور اتخاذ مي کنند، هم شگفت زده و هم خشمگين شدند. علت تلاش آقاي حسن روحاني رئيس جمهور ايران براي عقد قراردادهاي بزرگ با کشورهاي خارجي، اين است که فراهم آمدن امکان اجماع بين المللي براي مجازات کشورش در آينده را، تا آنجا که ممکن است،دشوار سازد.
بي ترديد لغو تحريم هاي بين المللي باعث شده است تا تحولات در ارتباط با پيوندهاي تجاري با ايران شتاب گيرد. اما مساله فقط به اينجا ختم نمي شود. بايد دانست که هندي ها نمي خواهند در مسابقه اي که براي عقد قراردادهاي تجاري بلند مدت با ايران جريان دارد از کشورهايي همچون کره جنوبي، چين، ژاپن و کشورهاي اروپايي عقب بمانند.
در واقع چنين به نظر مي رسد که تهران در مورد بهره برداري از ميدان گاز فرزاد- ٢ براي دهلي نو ضرب الاجل تعيين کرده بود و هندي ها از آن بيم داشتند که مبادا ايران توسعه اين ميدان گازي را در صورت خودداري هند از ارايه پيشنهاد مالي مناسب به يک سرمايه گذار خارجي ديگر واگذار کند. بيژن زنگنه وزير نفت ايران از آن شکايت داشته است که پيشنهادهاي پي درپي هند براي ايران مناسب نبوده اند و براي اجراي شدن اين طرح، دولت هند بايد سرمايه بيشتري اختصاص دهد.

دومين قراردادمهم؛ توسعه بند چابهار
اما دستور کار ايران با هند به مراتب بيشتر از توسعه يک ميدان گازي است. در ماه مه بين آقاي مودي نخست وزير هند و آقاي حسن روحاني رئيس جمهور ايران دوازده توافقنامه در تهران امضاء شد. بزرگترين توافقي که در آن زمان صورت گرفت اختصاص پانصد ميليون دلار از سوي هند براي توسعه بند چابهار يعني تنها بندر عميق ايران در کرانه اقيانوس هند است.
هند خود را شريکي مشتاق معرفي مي کند. درمندرا پرادان وزير نفت هند، در ماه آوريل گذشته گفت کشورش علاقمند است در بندر چابهار مجمتع توليد گاز مايع احداث کند که در صورت تحقق اين طرح، نخستين کارخانه از اين نوع در ايران خواهد بود. اجراي اين گونه طرح ها از سوي هند در ايران براي اين کشور که بزرگترين منابع گاز جهان را در اختيار دارد و سالهاست که تلاش مي کند به يکي از صادرکنندگان عمده گاز در جهان همانند روسيه، قطر و ترکمنستان، تبديل شود، گام و تحولي بزرگ خواهد بود.
ايران تلاش مي کند تا بندرچابهار را به کانون توليد فراورده هاي پتروشيمي و تاسيسات و سامانه هاي صادرات واردات انواع کالا تبديل کند. براي ايران که تلاش مي کند خود را از وابستگي به صدور نفت خام خلاص کند، صنعت پتروشيمي به علت ارزش افزوده فراورده هاي آن، تحولي مهم در عرصه خودکفايي و همچنين تنوع اقتصادي خواهد بود.
علاقمندي هند نيز به توسعه بندر چابهار کاملا معقول و قابل درک است. توسعه اين بندر زمينه را براي دسترسي هر دو کشور به بازارهاي کشورهاي محروم از دسترسي به آب هاي آزاد در آسياي مرکزي همچون افغانستان و حتي فراتر از آن اروپا هموار خواهد کرد و طرح هاي رقيب را که در منطقه در حال اجرا هستند از اهميت خواهد انداخت. چين و پاکستان سرگرم توسعه بندر گوادر هستند که اهداف مشابهي را دنبال مي کند.
در صورت اجرايي شدن طرح توسعه بندر چابهار، ايران يک کانون مهم اقتصادي از لحاظ جغرافياي سياسي در غرب آسيا در اختيار خواهد داشت و اين بندر به پل ارتباطي مهم و بي سابقه اي بين جنوب آسيا و آسياي مرکزي تبديل خواهد شد و ايران حلقه اصلي چنين زنجيره ارتباطي خواهد بود.
در سال ٢٠١٤ براي نخستين بار در يکصد سال گذشته يک محموله از کالاهاي ساخت هند از طريق ايران وارد روسيه شد. نخست وزير هند مي خواهد صدور کالاهاي هند به روسيه گسترش پيدا کند. وي از ايجاد شبکه گسترده اي از جاده ها و سامانه هاي ديجيتال براي پيوند دادن شمالي ترين نقطه اوراسيا و سواحل جنوبي قاره آسيا سخن به ميان آورده است. حتي اگر ملاحظات و مسايل ديگر را در نظر نگيريم، بايد بگوئيم که ملاحظات جغرافيايي سبب مي شود تا ايران پل ارتباطي انکار ناپذير هند با بازارهاي شمال و غرب اين کشور باشد.
با توجه به اينکه هند در چند سال آينده به واردات بيشتر نفت و گاز ناگزير خواهد بود، بندر چاه بهار و ميدان گازي فرزاد- ٢ از جمله طرح هايي است که ايران تلاش مي کند با انعقاد قراردادهاي بلند مدت، دولت هند را به اجرايي شدن اين طرح ها ترغيب کند. اما با وجود پيشرفت هاي اخير در زمينه گفتگوهاي اقتصادي بين دو کشور و علاقه مندي آن ها به توسعه روابط با يکديگر، تهران و دهلي نو هنوز نتوانسته اند درباره جزئيات توافق هاي اقتصادي و اجراي کردن طرح هاي بلندپروازانه خود به توافق برسند و به اهداف و طرح هاي دو کشور جامه عمل بپوشانند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield